یاسمنیاسمن، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

یاسمن گلی

پنج ماهگی

1392/9/11 17:17
نویسنده : سارا
289 بازدید
اشتراک گذاری

بهمن ماه 92 بود که بابایی ما و پدرجون و مادر جون رو از پلدختر آورد بروجرد.... برف سنگینی اومده بود.بابایی قرار بود فردا صبح برگرده پلدختر....صبح بیدارشد و دید پدرجون رفته برف پارو کنه سریع پاشد رفت کمک....

ای وای عزیز دلم بعد از چند دقیقه دیدیم بابایی اومد تو خونه گفت آی و وای کمرم گرفته.... سریع کمکش کردیم و خوابوندیمش رو تخت.

بنده خدا مجبور شد زنگ زد گفت من نمی تونم برگردم پلدختر و باید چند روز استراحت مطلق باشم.

روز 23 بهمن هم که تولد 5 ماهگی شما بود و  بابایی هم حوصله اش سر رفته بود همش تو رختخواب .

من هم بهونه ای درست کردم واسه اینکه همه د.ر هم جمع بشیم .... کیک خریدم و با حاج آقا و مادر و دایی رضا اینا و دایی مهدی اینا همه جمع شدیم خونه پدر جون.....

بابایی گفت خیلی بهم خوش گذشته و حالم بهتر شده .منم کلی خوشحال شدم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یاسمن گلی می باشد